ملال
نمایشگاه گروهی
گردآوری: شهرام احمدزاده و پریسا فهامی
۱۴ شهریورماه تا ۲ مهرماه ۱۳۹۹
The multi-media exhibition “Boredom”
curated by Parisa Fahami and Shahram Ahmadzadeh Turkmani.
Artists:
Shahram Ahmadzadeh Turkmani (photography and video art), Minoo Iranpour (video art), Hoofar Haghighi (photo installation), Ehsan Rooholamin (digital art), Sina Farzadipour (sound art), Parisa Fahami (photo installation), Hamid Ghasri (photography), Majid Koureng Beheshti (photography), Roumin Mohtasham (photography), Rasoul Moareknejad (video art), and Noushin Nafisi (mixed media).
Vista Gallery, in collaboration with Doranmoaser Gallery Isfahan.
Boredom, a phenomenon increasingly encompassing more individuals each day, has been examined from various philosophical, scientific, and social perspectives. Its dominance over contemporary humans persists, as we are constantly fleeing from ourselves and solitude. Pascal’s words from his “Pensées” remain as relevant today as ever: “All of human evil comes from a single thing: not knowing how to stay quietly in a room.”
In our current era of rapid change, accelerated by media, we witness an accelerated cycle of change, habituation, and boredom. In the realm of art, new media has attempted to break down past mental structures while simultaneously increasing the speed of change. However, this rapid pace of change, without a corresponding development of meaning, quickly becomes habitual and ultimately leads to boredom. Images are created at an astonishing rate (change), pass before our eyes (habituation), and are forgotten with minimal enjoyment (boredom). The fear of this boredom drives us to seek out new changes, trapping us in a cycle where the brevity of the change-habituation process fills our entire world with boredom.
کیوریتور: پریسا فهامی و شهرام احمدزاده ترکمانی
هنرمندان:
شهرام احمدزاده ترکمانی ( عکس و ویدئوآرت ), مینو ایران پور ( ویدئو آرت ), هوفر حقیقی ( فتواینستالیشن) ، احسان روح الامین ( دیجیتال آرت ), سینا فرزادی پور ( ساندآرت) ، پریسا فهامی ( فتواینستالیشن) ،حامد قصری ( عکس ) ، مجید کورنگ بهشتی ( عکس ), رومین محتشم ( عکس ) ، رسول معرک نژاد( ویدئوآرت ) و نوشین نفیسی ( میکسمدیا )
ملال به عنوان پدیدهای که هر روز فراگیرتر از گذشته افراد بیشتری را به خود دچار میکند، از منظرهای مختلفی اعم از فلسفی، علمی، اجتماعی و غیره به آن پرداخته شده است و غلبهی آن بر انسان معاصر، بیش از پیش به قوت خود باقیست، چرا که همواره از خود و تنهایی خود گریزان است. پس از چهار قرن این سطر از کتاب تأملات پاسکال هنوز تازگی خود را از دست نداده است: «فلاکت انسان تنها از یک چیز ناشی میشود: اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.»
در روزگار کنونی با افزایش سرعت تغییرات و همراهی رسانهها با این جریان، شاهد تسریع چرخش چرخهی -تغییر، عادت و ملال- هستیم. در ساحت هنر، رسانههای نوین از یکسو با ایجاد فضایی نو، سعی در شکستن ساختارهای ذهنی گذشته دارند و از سویی دیگر سرعت انتقال تغییرات را بالاتر بردهاند. با افزایش سرعت، این حجم از تغییرات بدون ایجاد بستر معنایی، در همان سطح اولیه تبدیل به عادت و در پی آن عاملی برای ایجاد ملال میشوند. تصاویر با سرعتی باورنکردنی خلق می شوند (تغییر) و از مقابل دیدگان ما می گذرند (عادت) و با کمترین لذت دریافت، از یاد میروند (ملال). وحشت ناشی از این ملال ما را به تماشای مجدد تغییرات و گرفتاری در این چرخه دعوت میکند که با کوتاه بودن مسیر تغییر و عادت، ملال تمام جهانِ ما را پر خواهد کرد.
……………………………………………………………………
شهرام احمدزاده ترکمانی، عکاس و ویـدئوآرتیست، که کیــوریـتـوری نمایشگاه ملال را در کنار پریسا فهامی، عـکاس، بــرعـهــده داشــتـــه درباره برگزاری نمایشگاه ملال و شکلگیری ایده آن میگوید: «حدود دوسال پیش بود که با مطالعه کتاب فلسفه ملال، نوشته لارس اسوندسن، و نوشتههای پراکنده دیگر درباره این مسئله توجهم به موضوع ملال، بهخصوص در دوران معاصر، جلب شد و قصد داشتم با این ایده در قالب عکس و ویدئو نمایشگاهی انفرادی برگزار کنم. واقعیت اینجاست که بعد از یک سال و مشورت و همفکری با پریسا فهامی به این نتیجه رسیدیم که مفهوم ملال مسئلهای عمومی است و پرداختن به این دغدغه در میان هنرمندان بهوفور دیده میشود و قابلیت تعمیمپذیری بسیاری به انسانها دارد؛ بنابراین با همراهی و به پیشنهاد ایشان، ایده پرداختن به ملال از زاویه دیدها و مدیومهای مختلف را در قالب نمایشگاهی کیوریتوریال طراحی و اجرا کردیم و در این مسیر به انتخاب مدیومها و هنرمندان برای رسیدن به یک نمایشگاه جامع پرداختیم.» او انتخاب آرتیستها و تنوع در مدیومهای نمایشگاه ملال را هم ایــنگونــه شـــرح مـــیدهــد: «داشــتــن تنوع نگاه و مدیوم یکی از مهمترین دغدغههای ما در این نمایشگاه بود؛ آن هم به این خاطر که فرم هر مدیوم بر بازنمایی مفاهیم تأثیرگذار است و این باعث تنوع نگاهها خواهد شد. کنارهم قرارگرفتن مدیومهای مختلف هنرهای معاصر که بیشتر به آنها پرداخته شده است با یک کانسپت مشترک و مرکزی، دیگرایده ما برای برگزاری نمایشگاه ملال بود تا از این طریق از تکصدایی هم دوری کنیم.»
احمدزاده به سوءتفاهمی درباره شیوه برگزاری نمایشگاه بهصورت کیوریتوریال هم میپردازد: «کتابی هست درباره شیوههای هنرگردانی نــوشــتــه هــانــس اولریش اوبریست که جـمله مهمی را در ابتدای آن میخوانیم: «قرار نیست اتاقهای گالریها در اختیار هنرمندان قرار بگیرد و فقط به پرکردن فضا فکر کنیم. این جمله مهمی است و با توجه به این امر، قصدمان از ابتدا بر این بود که نمایشگاه را به صورت کیوریتوریال برگزار کنیم و حتما اتفاقی هنری در آن نمایشگاه شکل بگیرد. آن چیزی که به نام نمایشگاه کیوریتوریال عموما شکل میگیرد، نوعی گردآوری است و بر اساس روابط کیوریتور با هنرمندان اجرا میشود؛ در حالی که نمایشگاه کیوریتوریال زمانی موفق خواهد بود که پیرامون یک کانسپت کل منسجمی را شکل دهد.» این مدرس عکاسی اهمیتدادن به هنر سنتی و کلاسیک در اصفهان را دلیلی برای درست دیده نشدن هنرهای معاصر در این شهر قلمداد میکند: «واقعیت اینجاست که در اصفهان هنرهای معاصر مثل شعلهای کوچک است که هراز گاهی شعلهای سربرمیآورد و دوباره فرومینشیند و به حالت قبل بازمیگردد. دلایل این شرایط هم مختلف است. یکی از دلایل مهم، آن است که هنرمندان از فعالیت درزمینه هنرهای معاصر ناامید میشوند و کار را ادامه نمیدهند؛ به این خاطر که در جامعه عمومیتی در استقبال از هنر کلاسیک و سنتی وجود دارد و همیشه مقاومتهایی برای حضور هنرهای معاصر شکل گرفته است. این در حالی است که مخاطب امروزی مخاطبی پر از داده و اطلاعات است و بهدنبال ایدههای نو و دیدگاه و مدیومهای تازه برای دریافت مفاهیم میگردد و قطعا رویکرد سنتی نمیتواند جوابگوی این مخاطبان باشد.» احــمــدزاده چرخه ناقص تولید آثار هنری و مشکلات هنرمندان هنرهای معاصر را یکی از نتایج غلبه هنر کلاسیک ارزیابی میکند: «نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم، مسئله ارائه هنر به مخاطبان است. عدم وجود شرایطی برای ارائه اثر هنری معاصر به مخاطب آرامآرام فضا را از هنرهای معاصر میگیرد و طبیعتا تجربهها و آزمون و خطاهای کمتری در این زمینه شکل میگیرد و این مسئله در نهایت منجر به عدم تداوم فعالیت هنر معاصر در اصفهان میشود. هنرمندان نوگرا با مشقت فراوان آثار هنری تولید میکنند و فروش پایین آثار هنری بر روند کاری آنها تأثیر میگذارد و این چرخه ناقص تولید اثر هنری و عدم توجه به اقتصاد هنر در نهایت به هنرمند و جریان تولید اثر هنری آسیب میرساند.»